|
|
در حقیقت زیستن ، به خود و دیگران دروغ نگفتن ، تنها در صورتی امکان پذیر است که انسان با مردم زندگی نکند . به محض اینکه بدانیم کسی شاهد کار های ماست خواه نا خواه خود را با آن چشمان ِ نظاره گر تطبیق می دهیم و دیگر هیچیک از کارهایمان صادقانه نیست با دیگران تماس داشتن وبه دیگران اندیشیدن در دروغ زیستن است . (مرز گذاشتن میان زندگی خصوصی و عمومی در حقیقت زیستن نیست )
کاش می شد در یک خانه ی شیشه ای زندگی کنیم ، جایی که هیچ چیز پوشیده نیست و همه چیز بر همه ی نگاه ها آشکار است .
آنچه ما در باره ی ِ خود فکر می کنیم برای کسی مهم نیست .تا وقتی با دیگران زندگی می کنیم ما تنها آن چیزی هستیم که اشخاص دیگر ما را چنان می بینند .یگانه واقعیتی که به سادگی قابل فهم و توضیح ناپذیر است اینکه تو صاحب آن نیستی .در ابتدا می کوشیم رفتار خود را رنگ آمیزی کنیم ،بعد می خواهیم دست ِ کم بر آن تاثیر و نظارت داشته باشی ماما بیهوده است .یک عبارت ناجور کافی است که ما را برای همیشه به صورت یک کاریکاتور بدبخت و بی ارزش در آورد .