تبليغاتX
شب های دیوونگی
دیوونگی هم عالمی داره به خدا
اینو تو به من تقدیم کردی
ازت ممنونم :

گاهی وقت ها سر ِ چهار راه بی دلیل میخ می شم !
باد میاد ،همه ی برگ ها می بارن و زمین بی قرار ِ ...
من ...
( سکوت باد )

بارون میاد ،
شاخه ها می بارن و ، زمین خیس ِ خیس ... من ...
( سکوت باران )

هوم ... سرد ِ ... برف میاد .
شاخه ها می شکنن ...
برگ ها پاک می شن ... زمین سفید ِ سفید ...آسمون ... کلاغ ... کسی میاد ... ؟! ... رفت ... ؟
من ... همه چهار راه ها می بارن ... !!!
( سکوت تو )


واقعا زیبا بود
می دونم در چه حالی نوشتیش
توی ترن

- ترن تو را می برد
- ترن تو را به تب و تاب تا کجا می برد ؟

و من
حصار فاصله فرسنگ ها ی آهن را
غروب غمزده در لحظه های رفتن را
نظاره می کردم

لطفا بیا
دارم کم میارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 8:47   دیوونگی هم عالمی داره   |