|
|
بطن امتداد این عصر ناخلف از خود رهاییم
جانب ما را که دارد
عنصر بی اعتمادی
عصر بی هویت من
سربلندی ارازل
جزوه ها یتکه پاره
قوم رنجیده و غافل
عصر بغض و عصر کینه
عصر قداره و سینه
قامت انسان به دار
کل سهم ما همینه
روی امتدا این عصر ما فراموش شدگانیم
بطن امتدا این عصر، ناخلف از خود رهاییم
جانب ما را که دارد
عنصر بی اعتباری
پ ن ۱
سال نو مبارک هر چند دیر
پ.ن۲
سال روزمرگی و تهوع همیشه گی
پ.ن ۳
رنج چونان تیغه ی مقراضی است
که گوشت تن را زنده زنده می درد
من وحشت را از آن دریافتم
چنان که پرنده از پیکان
چنان که گیاه از آتش کویر
چنان که آب از یخ
دلم تاب آورد
دشنام های شوربختی و بیداد را
من به روزگاری ناپاک زیستم
که حظ ِ بسی کسان
از یاد بردن برادران و پسران خود بود .
قضای روزگار در حصارهای خویش به بندم کشید .
در شب خویش اما
جز آسمانی پاک روئایی نداشتم
« پل الوار »