تبليغاتX
شب های دیوونگی
دیوونگی هم عالمی داره به خدا
 

نام  کتاب : « پیشگویی آسمانی »
نویسنده : « جمیز ردفیلد »
ترجمه : « ستاره آخوندی »

داستان از جایی شروع می شه که راوی داستان ( تا آخر داستان  اسمی ازش برده نمی شه و این خیلی جالبه ) به پیشنهاد یکی از دوست های قدیمی خودش  به اسم شارلین  به شکلی اتفاقی سفری رو آغاز می کنه به  سمت  کشور پرو

بنا به گفته ی دوستانش کتیبه ای در اونجا کشف شده که درش به 9 بصیرت اشاره می شه که  هر کدومشون مراحلی هستن برای رسیدن به «خود ِ واقعی » یا همون « حقیقت وجودی » به علاوه ی سیر تکاملی زندگی

 راوی و شارلین و دوستانی که در طول سفر باهاشون آشنا می شن پله به پله بصیرت ها رو تجربه می کنن و جالب اینکه به دلیل مخالفت دولت و کلیسا  ، هر گونه حرکت برای پیدا کردن و منتشر کردن این بصیرت ها بر خلاف قانون بود
و برای همین گروه کارشون این بود که اول هر بصیرت رو به شکلی خاص و با غلبه بر مشکلات پیدا کنن و بعد هر بصیرت رو تجربه کنن
و تا زمانی که هر فرد با تمام وجود بصیرتی رو درک نمی کرد نمی تونست به بصیرت بعدی برسه

در کل این کتاب  نوعی جهان بینی جدید رو نشون می ده و هدفش آگاه کردن انسان ها از حقیقت وجودی خودشون و دنیای اطرافشون  هست و می تونه خیزی باشه به سمت کمال مطلق .

بیان بصیرت ها در کنار داستان و وقایعی که در طول داستان اتفاق می افتن هیجان خاصی رو در خواننده ایجاد می کنن

تمام مراحلی که باید هر شخصی بگذرونه تا به بصیرت بعدی برسه به شکلی کامل و شفاف توسط نویسنده شرح داده شده

از جایی که هر قسمت از این کتاب جذابیت خاص خودش رو داره ، امکان خلاصه کردن و بازگویی همه ی نکات زیباش ممکن نیست

من قصد دارم در اینجا فقط یک نمای ِ کلی از 9 بصیرت موجود در کتاب رو نشون بدم 

امیدوارم کتاب رو هرجوری که هست پیدا کنید و بخونید


«1» جمعیت بحرانی : در زندگی مفهوم رویدادهای همزمان را درک می کنیم .( آیا تاکنون پیش اومده در مورد کاری که قرار هست انجام بدی یا در  مرحله ی از زندگی وقوع امری رو قبلاً حس کرده باشی ، یا یک دریافت ناگهانی تو رو از وقوع اون آگاه کرده باشه و تو کنجکاو شده باشی که چه اتفاقی می خواد رخ بده ؟ ) یک دریافت ناآگاهانه که در ابتدا  به صورت احساس عمیق بی قراریست . این جریان مرموز واقعیت و مفهومی خاص دارد و بدان معناست که چیز دیگری در زندگی روزمره جریان دارد . جدی گرفتن رویدادهای همزمان و فکر کردن به این نکته که چیزی روحانی تمام اعمال ما را اداره می کند همان بصیرت اول است . تعداد افرادی که از این رویداد آگاهی پیدا می کنند از دهه ی 6 قرن 20 بیشتر شده یعنی تعداد آنها به حد مشخصی می رسد و به آن جمعیت بحرانی گویند . ( در واقع ما در بصیرت اول به مسیر اسرار آمیز تکامل زندگی خویش پی می بریم .)

«2» مقطع زمانی طولانی تر :  بصیرت دوم ، آگاهی ما را از مقطع تاریخی مان گسترش می دهد و به ما نشان می دهد که چگونه به تمدن نگاه کنیم ، نه فقط در مقطع زمانی خودمان ، بلکه از دورنمای کل هزاره . این نحوه نگرش ، اشتغال ذهنیمان ( نداشتن تعریفی کاملی از وجودیت بشر و دنیای کائنات ) را روشن کرده و دید ما را گسترده می کند . ما می فهمیم که ذهنمان را با هدف بقای مادی و با تمرکز روی اداره وضعیت خود در این عالم هستی ، برای حفظ امنیت ، مشغول کرده ایم . بصیرت دوم نشان می دهد که کل فرهنگ بشر  از وجود این راز آگاه می شود و ما در شُرف تشکیل یک جهان بینی جدید هستیم . در واقع تفکرات گذشته به ما کمک نمی کند و ارضا کننده نبوده و ما طی تکامل فکری به بصیرت نو نیاز داریم .

« 3 » مسئله ی انرژی : بصیرت سوم درک جدیدی از دنیای فیزیکی است . ماده ی جامد ، حتی خود ما ، در واقع یک فضای خالی ست که صورتی از انرژی در آن جریان دارد . به عبارت دیگر خمیره ی اصلی و اساسی هستی ، نوع خالصی از انرژی است که طبق خواسته و انتظار بشر و برخلاف الگوهای قدیمی مکانیستیک جهان ( که حرکت تمام پدیده های جهان بخصوص حیات را طبق اصول طبیعت توضیح می دهد )، قادر به حرکت است . گویی انرژی طبق خواسته ی ما در جهان جریان یافته و سیستم های دیگر انرژی را تحت تاثیر قرار می دهد و این بطور دقیق همان مطلبی ست که بصیرت سوم می گوید . البته دادن انرژی از ما به جهان دو طرفه است به عنوان مثال ما به مواد غذایی توجه می کنیم ( تبادل انرژی ) و در عوض آنها پرانرژی تر به ما بر می گردند از  طریق خوردنشان . ( در کتاب   مطالب بسیار جالبی در مورد  دیدن حوزه های انرژی گفته شده که همگی به بصیرت سوم مربوط می شن )

« 4 » مبارزه بر سر قدرت : رقابت بر سر انرژی منجر به بحث ها و جنگ ها می شود . همه ی افراد بشر ، حتی اگر خودشان آگاه نباشند ، میل به تسلط و غلبه بر دیگری دارند . ما می خواهیم که انرژی موجود در افراد را تصاحب کنیم . گناهی که همواره مرتکب آن می شویم چرا که همواره احساس ضعف و کمبود انرژی می کنیم . این امر روی ما اثر مطلوب دارد و باعث می شود که احساس خوبی داشته باشیم . البته این کبود انرژی قابل جبران است و از طریق ارتباط ما با منبعی بالاتر به دست می آید .( و در واقع تمام کشمکشهای بشر ، بر سر کمبود انرژی و یافتن راهی برای کسب آن است .)

« 5 » پیغام عرفانی : بصیرت پنجم می گوید ما می توانیم با دریافت انرژی از یک منبع بالاتر به این کشمکش ها پایان دهیم . جهان هستی آنچه ما احتیاج داریم را در اختیارمان می گذارد فقط باید پذیرای آن باشیم . در اصل انسان با پیرامون خویش ارتباط برقرار می کند و انرژی را از کل هستی می گیرد بعد انرژی اش افزایش یافته و همه چیز و همه جا را در بر می گیرد . بصیرت پنجم می گوید که یک منبع ِ انرژی ِ جایگذین وجود دارد ، اما تا زمانی که با روش ویژه ی خود برای تسلط بر دیگران به مبارزه برنخیزیم و از آن دست نکشیم ، قادر به برقراری ارتباط ِ پایدار با این منبع نیستیم زیرا هر چه این عادت را تکرار کنیم از منبع اصلی انرژی جدا می شویم . نمایش تسلط ناخودآگاه روشی است که ما را از این ارتباط قطع می کند و کلید رهایی از این عادت ، خودآگاهانه کردن آن است 
( در قسمتی از این بخش از کتاب گفته شده : برای انتقال انرژی ، باید عشق وجود داشته باشد . عشق یعنی احساس نشاط از طریق ارتباط با انرژی . )

« 6 » روشن کردن گذشته : بصیرت ششم به روشن ساختن نمایش های مکرر قدیمی و یافتن خود ِ حقیقی می پردازد . درک ریشه ی این عادت که در خانواده و گذشته مان شکل گرفته  ، ما را از روش تسلطمان آگاه کرده و این موجب می شود که زندگیمان پر از انرژی شود چرا که این حقیقت برایمان روشن می شود که کیستیم و چه راهی را در پیش گرفته ایم و چه می کنیم . همچنین  نمایشهای تسلط  نیز کم کم ناپدید می شوند( نمایش ها عبارتند از : تهدید کننده ، بازجو ، منزوی و من ِ ضعیف ) و زندگی واقعی ما آغاز می شود .( هر کدام از ما باید به مکان و زمان کودکی در خانواده مان بازگردیم و رویدادهای آن زمان را بخاطر بیاوریم  . وقتی ما از نمایش خود آگاه شدیم می توانیم حقیقت برتر خانواده مان را درک کنیم ،  یعنی نقطه ی امیدی که ورای این کشمکش بر سر انرژی قرار دارد )

« 7 » قرار گرفتن در جریان تکامل : بصیرت هفتم  ، خود واقعی را از طریق پرسش و پاسخ و دریافت های ناگهانی در مورد آنچه باید انجام داد به شکل خاصی در مسیر تکامل قرار داده است . در واقع کودکان در پی یافتن یک ترکیب والاتر از خانواده ی خویش اند .  بصیرت هفتم راجع به روند تکامل آگاهانه و هشیاری در مورد رویداد های همزمان است . می گوید که چطور تصاویر ذهنی و افکار معینی ما را هدایت می کنند .( یک نمونه ی کوچک : زمانی که تصورات منفی به ذهن می آیند باید به طور جدی آن ها را دور کرد و اجازه نداد که ادامه پیدا کنند . برای مثال ، اگر تو تصور کردی که یک حادثه ی تصادف اتومبیل در پیش است و دوستی به تو پیشنهاد کرد که سوار اتومبیلش شوی ، قبول نکن ! ) و نیز در مورد خواب ها که در مورد چیزی که در زندگی گم کرده ایم توضیح می دهد و می گوید که خواب ها ، افکار و خیالات ما بی معنی نیستند .

« 8 » اصل اخلاقی بین افراد : بصیرت هشتم با بیان چگونگی ارتباط با دیگران و آشکار ساختن حقیقت وجودی آنها ، کلید فعال نگه داشتن حقیقت روحانی و دریافت پاسخ سوال هایمان است .تمام بصیرت ها در ضمیر خود آگاه جمع شده و این حس هشیاری به اوج می رسد . در مورد یک چیز هشدار می دهد ...
« اگر زمانی به کسی وابستگی پیدا کنی رشد ِ تو متوقف می شود . »
این بصیرت در مورد استفاده از انرژی به روش جدید و کلی در ارتباط با مردم است ، اما نخست از بچه ها شروع می کند  . ما در کودکی نتوانسته ایم نیمه مذکر یا مونث خود را کامل کنیم   به همین جهت به سمت جنس مخالف کشیده می شویم ( در یک خانواده ی آرمانی که در اون پدر و مادر برای کسب انرژی با هم رقابت نمی کنن کودک می تونه ازاون ها انرژی دو طرفه بگیره و نیمه مذکر و مونث خودش رو تا حدودی کامل کنه  و دایره ی کاملی بسازه ) . چرا در روابط دوستانه کشمکش هایی بر سر قدرت به وجود می آید و چرا لذت و عشق به بروز اختلاف منجر می شود ؟ دلیل این مسئله جریان انرژی بین دو فرد است . ابتدا به یکدیگر انرژی می دهند و غنی می شوند بعد نسبت به آن وابسته می شوند و دوباره در تصاحب آن می کوشند . در واقع با انتقال انرژی به یکدیگر فرد سومی که « من ِ برتر » است خلق می شود و بعد وابستگی ( عشق ) نسبت به آن « من ِ برتر » به وجود می آید و مبارزه با یکدیگر در جهت تصاحب آن شروع می شود و سرانجام ناچارند  یکدیگر را تحمل کنند و در پایان از هم منزجر می شوند .  چرا که ما وابستگی خود را به یک منبع انرژی کوچک و ناپایدار متمرکز کرده ایم و باید انرژی خویش را از منبع دیگری ( مثل هستی و خدا و ... ) که پایدار است تأمین کنیم .
« هر کسی که بر سر راه ما قرار می گیرد حامل پیامی برای ماست . برخوردهای اتفاقی وجود ندارند . اما واکنش ما در مقابل این برخوردها مشخص می کند که آیا ما قادر به دریافت پیام هستیم یا نه . اگر ما با شخصی که در مسیرمان قرار می گیرد گفتگو کنیم و پیامی را که در رابطه با سوال های فعلی ما باشد دریافت نکنیم ، به معنای آن نیست که پیامی وجود ندارد ، بلکه بدین معناست که ما بدلیلی نتوانسته ایم آن را دریافت کنیم . ( چهره های آشنا ، ارتباط ذهنی و ... )»

« 9 » فرهنگ در حال پیدایش : بصیرت نهم بیان می کند که این تکامل ما را به کجا می برد . سرنوشت نهایی ما را بیان و روشن می کند و تأکید دارد که ما به عنوان بشر در نقطه اوج تکامل قرار داریم و از رسیدن به سطح بالاتری از انرژی سخن می گوید .
در واقع در بصیرت نهم ما به عنوان بشر و قطعه ای از انرژی که از منبع اصلی دور افتاده ایم در طی یک روند تکاملی مجدداً به آن منبع انرژی باز می گردیم تا جایی که ماهیت جسمانی خویش را از دست داده و به انرژی ِ ناب ِ ناپیدا تبدیل می گردیم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 16:34   دیوونگی هم عالمی داره   |